تبلیغات اینترنتیclose
از رمضان آمدیم، باز سر سال شد( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 2 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


 نوبت شوّال شد 
  

 

از رمضان آمدیم، باز سر سال شد

گرم دعا تا شدیم نوبت شوّال شد

هر که خط ناله خواند، عشق بزرگیش داد

هر که پی خال رفت، کوچک شد، خال شد

بود و نبودی اگر بود همین ناله بود

آمد و رفت نفس نامة اعمال شد

ماضی و مستقبل از حال جماعت گریخت

مفتی گرم مقام، شیخ پی حال شد

موسی ناچار ما رفت پی سامری

مهدی بی تاب ما مهرة دجّال شد

باز شبیخون زدند، گردن گردون زدند

خاتمی از دست رفت، آینه پامال شد

گشت دریغا هبا فرصت نایاب ما

در گذر هیچ و پوچ این همه جنجال شد

کوکبة علم رمل در کف دیوان فتاد

حق حق مردان حق حقّة رمّال شد

دست دعا باز کن، زمزمه ای ساز کن

شاید وقت نماز دست دعا بال شد

 

 29 شهریور1388- دهلی نو
  علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8806.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام هفتم, | بازديد : 160