تبلیغات اینترنتیclose
شب از آینه پر بود که در آینه ها تو( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 2 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


به امیرالاسرای شهید حسین لشکری 

**

 اسیران رها را در آیینه ببینید  
 

**

شب از آینه پر بود که  در آینه ها تو

نشستم به تماشا کجا ما و کجا تو

نشستم به تماشا در آیینه شما را

از آیینه گذشتی رهاتر ز رها تو

در آیینه سکوتی سراپا همه او بود

در آیینه صدا بود صدا بود و صدا تو

در آیینه جنون بود صدایش همه خون بود

 جنون بود و جنون بود  وفا بود و وفا تو

شب گشت و گذار است در آیینه والیل

شب قدر تو گل کرد که دیدم همه جا تو

اسیران رها را در آیینه ببینید

امیرالامرا عشق امیرالاسرا تو

بکوبید بکوبید به همراهی مستان

اگر درد و اگر داغ رسیدی به خدا تو

 

  مرداد ماه ۱۳۸۸- دهلی نو
 

علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8805.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام هفتم, | بازديد : 102