تبلیغات اینترنتیclose
به بازار رضای او دو روزی کسب وجدان کن ( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 2 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


 خود را چراغان کن  

 **

به بازار رضای او دو  روزی کسب وجدان کن

متاع حسن خود را می فروشی؟ رد احسان کن

حراجی تازه در بازار مهر دوست افتاده ست

اگرچه نرخ لبخند تو ارزان است ارزان کن

به آب دیده ات هر صبح دل را شستشویی ده

دکان دوست  را پاکیزه با جاروب مژگان کن

چراغان جهان غیر از چراغان دل خود نیست

جهانی را چراغان کرده ای خود را چراغان کن

 اگر طوف نگاهش می کنی چشمی ببین خود را

اگر در زلف او پیچیده ای حالی پریشان کن

عمارت ها که کردی قصر شیطان بود بر هم زن

عبادت ها که داری مسجد شرک است ویران کن

چو ابراهیم ادهم در مقام دوست مهمان باش

به زمزم می رسی اما حذر از دلو سلطان کن

شکستی این همه بت را و آخر بت شدی در خود

مسلمان کافرا روزی بت خود را مسلمان کن

 

   خرداد ۱۳۸۸

 


 علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8803.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام ششم, | بازديد : 111