تبلیغات اینترنتیclose
دور شو از خود که بانگ دورها را بشنوی( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 2 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


 گریۀ انگورها  

** 

دور شو از خود که بانگ دورها را بشنوی

در نمازت گریۀ انگورها را بشنوی

 
تار شد شب های تنهاییت، چنگی زن به دل

تا صدای هق هق تنبورها را بشنوی
 

رکعتی از رنگ بیرون آی، ای همرنگ نور

نور شو، تا ربٌنای نورها را بشنوی
 

سعی کن آیینه را هر صبح، لب خوانی کنی

سعی کن با یک نظر، منظورها را بشنوی
 

پنبه را از گوش بیرون آر، ای حلاج وهم

تا اناالحق گفتن منصورها را بشنوی
 

بی که موسی باشی از طور تجلی بگذری

بی که اسرافیل باشی صورها را بشنوی
 

تو سلیمان می توانی شد، ولی با چند شرط

شرط اوّل آن که حرف مورها را بشنوی
 

شرط آخر آن که برگردی به ظهر کربلا

محو عاشورا شوی و شورها را بشنوی

 

 

    اسفند ماه ۱۳۸۷- دهلی نو

 


 علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8712.aspx

 

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام پنجم, | بازديد : 119