تبلیغات اینترنتیclose
دنیا چو زنِ ناشزه با ما سر لج بود( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 2 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


 اسلام شما بازی حَجّاج و حُجج بود   

 

**


 دنیا چو زنِ ناشزه با ما سر لج بود

هر چوب حراجی که به ما خورد حَرَج بود

جایی که دویدیم پی  سعی، صفاشهر

آن کعبه که ما تلبیه گفتیم کرج بود

چشمم به غزالان حریم حرم افتاد 

رفتم که کمانی بکشم موسم حج بود

اسلام نه این است و نه آن، حجّ حسینی ست

اسلام شما بازی حَجّاج و حُجج بود

بیدارم و خوابیده دو پای دلم امروز

دست دلم افسوس همین دست فلج بود

تکبیره الاحرام که گفتم نظرم سوخت

هر گوشۀ محراب پر از قبله کج بود

"عجل لولیک فرجا" لقلقه ای بود

یک عمر دعایی که نخواندیم فرج بود

 


  بهمن 1387- دهلی نو

 علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8711.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام پنجم, | بازديد : 132