تبلیغات اینترنتیclose
از قطعنامه ها دو سال بزرگ تر بود( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ جمعه 1 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


 
 به خاطر عندلیب 
  

**

از قطعنامه ها دو سال بزرگ تر بود


از غزه

دو روز کوچک تر

تازه به حر ف آمده بود

اما هنوز نام خود را نمی گفت

با آن که بابا را می گفت

شمع را می گفت

و غزه را ...

دیشب شب تولد او بود

که برق نبود

پدر به آسمان اشاره کرد و گفت:

الان شمع ها روشن می شوند...

و شد!

در خانه شمع نبود

اگرچه کیک خنده مادر بود

پدر گفت:

به خاطر تو می زنند عندلیب!

و خندید...

مغازه های غزه بادکنک نداشتند

مغازه های غزه

بی شمع می سوختند

- بابا ! ماه ...

- ماه را کلاه سرت خواهم کرد دخترکم!

- بابا ! ستاره...

- دارند به جشن تولد تو می آیند ...

ببین چه گونه راه می روند!

دوباره فشفشه ای روشن شد

با فسفر سفید

پدر فریاد زد : به خاطر خدا نزنید...


مادر می خواست فوت کند

که کیک خنده اش خونین شد!

تنها در چشم های دخترک

دو شمع کوچک می سوخت...
 

 

علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8710.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام پنجم, | بازديد : 107