تبلیغات اینترنتیclose
برق رفته بود و بهار گير کرده بود و ( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ جمعه 1 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


 بهار در آسانسور 
 

 **

برق رفته بود و
بهار گير کرده بود و

باران مي باريد در آسانسور!
خب وقتي که برق نباشد

ماه مي چسبد به سقف آسمان
نصف النهارها و مدارها مي چسبند به سقف زمين!

اين به سقف زمين و آسمان چسبيدن را جدي نگير
اما اين برق ها و باران ها جدي ست!
و اين که گاه بهار هم گير مي کند در آسانسور!

 

علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8709.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام پنجم, | بازديد : 92