تبلیغات اینترنتیclose
گاومیشان فرق گاو و خر نمی دانند چیست(علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ جمعه 1 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


 بیگانگان با درد و داغ  
  

** 

گاومیشان فرق گاو و خر نمی دانند چیست

غیر خواب و خور ٬  بجز بستر نمی دانند چیست
 

داد از این گاوان که خود را هم ز خاطر برده اند

آه از این خرها که حتی خر نمی دانند چیست

 
نیستند اینان به غیر از لوطی و عنتر ٬ ولی

فرق بین لوطی و عنتر نمی دانند چیست

 
کرم ابریشم ؟ نه ٬ اینها کرم های خاکی اند

آخر این بی دست و پایان پر نمی دانند چیست
 

پوچی محض اند این بیگانگان با درد و داغ

غم نمی فهمند٬ چشم تر نمی دانند چیست

 
روسیاهان هوی٬ در غرب تاریک هوس

عشق را در مشرق خاور نمی دانند چیست

 
آیت خورشید را بگذار هرگز نشنوند

جز نگاه کور و حرف کر نمی دانند چیست
 

می به چشم این جماعت باده انگوری است

معنی عرفانی ساغر نمی دانند چیست

 
خواستم از آتش محشر به جان هاشان زنم

باز دیدم آتش محشر نمی دانند چیست
 

با علی مردان دنیا دم چو مرحب می زنند

شاید اینان ضربت حیدر نمی دانند چیست

 
مهرشان قهر است و آتش٬ دین شان کفر است و کین

فرق ابراهیم با آذر نمی دانند چیست

 
ترسی از روز قیامت نیست در قاموس شان

بی حسابان دغل ٬ دفتر نمی دانند چیست

 
خواستم از مهر مادر نقل قولی آورم

دیدم این بی مادران٬ مادر نمی دانند چیست
 

دور از سرچشمه کوثر ٬ سیاست پیشگان

ابترند و معنی ابتر نمی دانند چیست

 
این طرف شوریدگان محشر زلفش مدام

شعله می نوشند و خاکستر نمی دانند چیست

 
با دل خونین به پابوس نگاهش می روند

کشتگان ابرویش خنجر نمی دانند چیست

 

 

  مهر ماه ۱۳۸۷

علیرضا قزوه

 http://ghazveh.blogfa.com/8707.aspx

 

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام چهارم, | بازديد : 101