تبلیغات اینترنتیclose
باده بالایی ست امشب باده از بالا بریز( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ جمعه 1 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

این رجب ها در من آغاز طلوعی تازه ا ست

 **

 

باده بالایی ست امشب  باده از بالا بریز

آتش تبریز را در جان مولانا بریز
 

ای ضیاء الحق،  شبم از نور  شمس الدین تهی ست

این دو روز مانده را دردی به جان ما بریز!
 

 لای لای مادران جز "لا اله" درد نیست

شیر "لا" نوشیده ام من، شربت "الّا" بریز
 

گرچه لبریزیم از زخم کهن، امّا بزن

گرچه تلخ است این شراب خانگی، امّا بریز
 

ما همه خاکستر توفان و خورشیدیم و موج

مشتی از خاکستر ما بر سر دریا بریز
 

زیر دلق خود چه داری، زاهد دنیاپرست!

از می فردا چه می گویی؟ همین حالا بریز
 

این رجب ها در من آغاز طلوعی تازه ا ست

شور شعبان است در من، شور عاشورا بریز
 

ای گل مولا نفس فرسود دنیایم مخواه

بر سر قبرم چو می آیی گل مولا بریز

 

   تیرماه 1387

 علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8704.aspx

           

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام چهارم, | بازديد : 101