تبلیغات اینترنتیclose
دوستان ناامیدم دوستان ناامید ( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ جمعه 1 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

دوستان ناامیدم دوستان ناامید

آسمانی تر ببینید آسمانی تر شوید!
 
از خدا پنهان نماندست از شما پنهان مباد

چند روزی رفته بودم پای درس بایزید

گفت پیرت کیست؟ گفتم عشق- رضیُ الله عنه-

گفت عاشق نیستی؟ گفتم به قرآن مجید...

گفت امام اول عقلت؟ نگفتم بوعلی!

 گفت امام اول عشقت؟ نگفتم بوسعید

گفت شرط بندگی؟ گفتم "شهادت"، گفت: لا...

گفتم آخر صبر کن، با خنده حرفم را برید

گفت : لا گفتم ، ولی پایانش "الالله" بود

گفتم اما آن که می بایست، حرفت را شنید

آن "شهادت" نیز تنها "اشهدُ ان لا" نبود

فرق بسیار است بین لفظ اشهد با شهید

 

 

علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8611.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام سوم, | بازديد : 193