تبلیغات اینترنتیclose
بی تو ای جان جهان ، جان و جهان را چه کنم؟( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 31 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

رمضانیه

 

بی تو ای جان جهان ، جان و جهان را چه کنم؟

خود جهان می گذرد، ماندن جان را چه کنم؟

 
ماه شعبان ورجب، نم نم اشکی شد و رفت

خانه ابری ست خدایا ! رمضان را چه کنم؟
 

شانه بر زلف دعا می زنم و می گریم

موسی من! تو بگو روز و شبان را چه کنم؟
 

صاحب " حیّ علی ... "!  لقمه ی نوری برسان

سحر از راه رسیده ست، اذان را چه کنم؟
 

کاتبان تو مرا خطّ امانی دادند

کشته ی خال توام ، خط امان را چه کنم؟
 

کاشکی جرم عیان بودم و تقوای نهان

پیش تقوای عیان، جرم نهان را چه کنم؟
 

کاش می شد که سبک تر شوم از سایه ی خویش

آفتابا تو بگو! خواب گران را چه کنم؟
 

زخم شمشیر اگر قوت سحرگاه من است

وقت افطار ولی زخم زبان را چه کنم؟
 

رنجه از طعنه ی پیران پریشان نشدم

با چهل چله جنون پند جوان را چه کنم؟


غرقه ی موج رجز، گم شده ی بحر رمل

سینه خالی ز معانی ست ، بیان را چه کنم؟

 

 

   شهریور 1386

 http://ghazveh.blogfa.com/8606.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام دوم, | بازديد : 284