تبلیغات اینترنتیclose
سه دانگ از صدای عاشیق ها ( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


 این از خواص زلزله الارض است...  

 

**


 سه دانگ از صدای عاشیق ها
هنوز در زیر آوار است

و شمس تبریزی
آمده است به فعلگی و معلمی قرآن

جایی در حوالی اهر
و شیخ محمود

دارد از زیر همین آوار
مثنوی و قرآن بیرون می آورد و می خواند:

"همه عالم به نور اوست پیدا ..."
ستارخان هنوز یک پایش در زیر آوار است

فریاد می زند که از سفارتخانه های اجنبی
کمک قبول نباید کرد

حالا با شمس در محله ی سلّه بافان می چرخم
با ناصرخسرو به خانه ی قطران می روم

آن روز هم که زلزله آمد
چهل هزار تن مردند

همیشه خاصیت زلزله همین است
که روح ها را

به هم می ریزد
کمال را از خجند می برد به سرخاب و

باکری را از مجنون می کشاند به آسمان ارومیه
و مرا از این گوشه ی جهان می برد

به کوچه ی دلتنگی آقامحمدحسین بهجت تبریزی...
یکی دست شهریار را بگیرد

که بیرون زده ست این وقت شب
با زیرشلواری و همان کلاه پوستی

در محله ی پدری
دنبال حبیب و رفقایش می گردد...

تاریخ می گوید این زلزله
پس زلزله هایی ست

که پیشتر آمده بود
و این از خواص زلزله الارض است

که گاه تکه ای از بسطام را می برد به بم
و کوه حیدربابا را

این وقت شب
آورده است به رختخواب ابری من

در دهلی نو
و من از او مدام
سراغ ساز "عاشیق عیمران" را می گیرم...


 

علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/9105.aspx


 

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام دوازده +یک, | بازديد : 230