تبلیغات اینترنتیclose
ای مرگ! دیر کردی و طاقت تمام شد( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

خاکم به باد رفت و قیامت تمام شد 

**


 ای مرگ! دیر کردی و طاقت تمام شد

ای زخم! مرهمی؛ که جراحت تمام شد

دنیا حکایتی شد و بعد از هزار سال

یک شب به ما رسید و حکایت تمام شد

می­خواستم برای دلم گریه سر کنم

نشکست قلب و ذکر مصیبت تمام شد

گفتم: «دریغ و وااسفا!» خنده کرد مرگ

یعنی: «چه جای گریه؟ ندامت تمام شد!»

می­خواستم شهیدِ شهادت شوم، نشد

پنداشتم که دورِ شهادت تمام شد

از رستخیزِ واقعه روحم گذر نکرد

خاکم به باد رفت و قیامت تمام شد
 

 

علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/9103.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام دوازده +یک, | بازديد : 231