تبلیغات اینترنتیclose
چشم ما به در مانده بی خبر، وعده ی اجابت( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


 

 فرصت زیارت  
  

 

چشم ما  به در مانده بی خبر، وعده ی اجابت به ما بده

مسند بزرگی از آن تو ، ذرّه ای کرامت به ما بده

عشق اگر ولایت به ما دهد،  پیر ما و سلطان ماست او

خرقه ی خلافت  که داده ای، خرقه ی لیاقت به ما بده

ما کجا و شرح بیان تو، ای خوشا تماشای جان تو

هیبت و کرامت از آن تو ، جلوه ی جلالت به ما بده

صبح و شام مان سر نمی شود، حال و روز دیگر نمی شود

سهمی از عدالت که داده ای ، سهمی از عبادت به ما بده

درد را به ما تحفه داده ای، اشک را به ما هدیه کرده ای

داغ تازه ای داده ای به دل ، درد بی نهایت به ما بده

یارب این دو روز بقا گذشت، فرصت نماز و دعا گذشت

تاب این جهان را نداشتیم، طاقت قیامت به ما بده

بشکن این طلسم شکسته را باز باز کن قفل بسته را

خنده ی جسارت که داده ای، گریه ی ندامت به ما بده

 ما سیاه پوش غم خودیم ، زخم خورده ی مرهم خودیم

در عزای خود گریه می کنیم ، مرده ایم ، طاقت به ما بده

شب رسید و گیسوی درهمت، گم شدیم در کوچه ی غمت ،

کشتگان زلف خم توایم ، رخصت زیارت به ما بده

 

  آذرماه ۱۳۹۰- دهلی نو

 


 علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/9009.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام دوازدهم, | بازديد : 124