تبلیغات اینترنتیclose
ای مرگ دیر کردی و طاقت تمام شد( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

حکایت  

 
ای مرگ دیر کردی و طاقت تمام شد
ای زخم مرهمی که جراحت تمام شد

دنیا حکایتی شد و بعد از هزار سال
یک شب به ما رسید و حکایت تمام شد

می خواستم برای دلم گریه سر دهم
نشکست قلب و ذکر مصیبت تمام شد

گفتم دریغ و وا اسفا ... خنده کرد مرگ
یعنی چه جای گریه ندامت تمام شد

می خواستم شهید شهادت شوم نشد
پنداشتم که دور شهادت تمام شد

از رستخیز واقعه روحم گذر نکرد
خاکم به باد رفت و قیامت تمام شد 
 


   ۱۷ خرداد ماه ۱۳۹۰

علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/9003.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام دوازدهم, | بازديد : 118