تبلیغات اینترنتیclose
باید با گریه و لبخند ، چینی دل را بزنی بند ( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 31 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

به جانبازان روان پریشان

 

باید با گریه و لبخند ، چینی دل را بزنی بند

صبح پر از خنده و گریه ، شام پر از گریه و لبخند

مرد روی نیزه سرش را دید که می چرخد و چرخید

بعد سرش خورد به دیوار ، صندلی و چوب و کمربند

والمری ، تانك ، شبيخون ، شور شلمچه ، تب كارون

رقص منور ، شب مجنون ، گريه هور و غم اروند...

مي خورد تركش بر جانش ، فرياد مي زد چشمانش

دارم مي سوزم مردم! دربندم ، دربند ، دربند

شد آتش سرد به زودي ، زن ماند و زخم و كبودي

گريان با روغن زيتون ، رفت كنار زن و فرزند

باز دو تا دست صميمي ... باز دو تا بال فرشته ...

دست زني بود و صداي هق هق ناگاه خداوند

 

   ارديبهشت 1386

 علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8602.aspx

 

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام دوم, | بازديد : 102