تبلیغات اینترنتیclose
شب و روزم گذشت به هزار آرزو ( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


 عرض حال 
 

شب و روزم گذشت به هزار آرزو

نه رسیدم به خویش ، نه رسیدم به او

نه سلامم سلام ، نه قیامم قیام

نه نمازم نماز، نه وضویم وضو

دل اگر نشکند به چه ارزد نماز

نه بریز اشک چشم، نه ببر آبرو

نه به جانم شرر، نه به حالم نظر

نه یکی حسب حال، نه یکی گفتگو

نه به خود آمدم، نه ز خود می روم

نه شدم سربلند ، نه شدم سرفرو

همه جا زمزمه ست، همه جا همهمه ست

همه جا "لاشریک..."،  همه جا " وحده..."

نبرد غیر اشک ، دل ما را به راه

نکند غیر آه، دل ما را رفو

نشوی تا حزین هله با می نشین

هله سر کن غزل، هله تر کن گلو

به سر آمد اجل، نسرودم غزل

همه اش هوی و های همه اش های و هو

هله امشب ببر به حبیبم خبر

که غمش مال من ، که دلم  مال او

هله از جان جان چه نوشتی؟ بخوان !

هله گوش گران! چه شنیدی؟ بگو !

ببریدم به دوش، به کوی می  فروش

که شرابم شراب، که سبویم سبو

 

  اول دی ماه 1389- حیدرآباد هند 
 

علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8910.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام یازدهم, | بازديد : 151