تبلیغات اینترنتیclose
دیدن عکس زرویی بی سبیل( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 3 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


 طرحی نو برای حفظ برخی از آثار فرهنگی

و در اتمام حجت با طنازی که در یک اقدام مشکوک سبیلش را زد... 

 
 ۱

دیدن عکس زرویی بی سبیل

باعث اندوه و دلتنگی شود

عده ای این رنگی و آن رنگی اند

تو مبادا سبلتت رنگی شود

بعد از این کوچک ترین تغییر آن

با همه باید هماهنگی شود

طرح من این است: اول آن سبیل

ثبت در میراث فرهنگی شود!

۲

تو ابوالفضل زود پیر شدی


سن و سال قیافه ات بالاست

ریش ها زود می شوند سپید

ریش ها را بزن تو بی کم و کاست

لیک اندر سبیل کن دقت

تو که مو را کشیده ای از ماست

 

نه در ایران زمین که اندر مصر

سر موی سبیل تو دعواست

شاید این خدعه کار اسرائیل

شاید این حیله کار آمریکاست

گویمت با زبان خوش حرفی

تا بفهمند جمله از چپ و راست

با تو اتمام حجت است این حرف

خیر بیناد آنکه خیر تو خواست

بعد از این بی سبیلت ار بینیم

قتل عمدت اگر کنیم بجاست

ریش خود را خودت بزن، منبعد

اختیار سبیل تو با ماست

۳

او سبیل خود تراشیده ست و ما

همچنان ذکر جمیلش می کنیم

دوستداران ابوالفضلیم ما

می کشیم او را - ذلیلش می کنیم

بارالها گرچه کوتاهی از اوست

با دعا کردن طویلش می کنیم

می بریمش تا مصلای کتاب

رونمایی از سبیلش می کنیم
 

 

علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8905.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام دهم, | بازديد : 121