تبلیغات اینترنتیclose
غوغای چشم و راز زبان را نگاه کن( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 3 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

در موج خیز فتنه هبا و هدر مشو 

**


 غوغای چشم و راز زبان را نگاه کن

دل را ببین، هر آینه جان را نگاه کن

ما سوختیم و آنچه که اندوختیم سوخت

از سود ما مپرس، زیان را نگاه کن

هر روز زندگان زمین ضجّه می زنند

هر شام مردگان جهان را نگاه کن

از یاد رفته ایم و به تاراج می رویم

کالای حسرتیم ، دکان را نگاه کن

زخم نهان و آه عیان را که دیده ای

آه نهان و زخم عیان را نگاه کن

دنبال ماه زخمی من بیش از این مگرد

شبهای ابری رمضان را نگاه کن

قد قامت نماز ریا خالی از خداست

حی علی الصلاة اذان را نگاه کن

موسای من! سراغ خدا می روی ، مرو

حال مرا بپرس، شبان را نگاه کن

بگذر ز جستجوی غریبانۀ دلم

قبر بدون نام و نشان را نگاه کن

در موج خیز فتنه هبا و هدر مشو

راه امین و خط امان را نگاه کن

دجّاله ها به خانۀ دل رخنه کرده اند

تنهایی امام زمان(عج) را نگاه کن!

 

  اردیبهشت ماه ۱۳۸۹

 علیرضا قزوه 

http://ghazveh.blogfa.com/8903.aspx 

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام دهم, | بازديد : 122