تبلیغات اینترنتیclose
نه از طاووس های رنگ رنگم ( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 3 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


 دلم خون بود و شبلی زد به سنگم  

 

**


 نه از طاووس های رنگ رنگم

نه از آیینه چینان فرنگم

نه از جادوگران نقل و قولم

نه از بازیگران صوت و رنگم

نه از دلبستگان پان و تنبول

نه از آشفتگان چرس و بنگم

نه مردابم، همه موجم، همه موج

نمی بیند کسی یک دم درنگم

وزغ ها هیات مرداب دارند

من امّا روح  دریایم، نهنگم

پرم از خاطرات شام کارون

اگر صبحی کنار رود گنگم

سرم بر بالش ماه است امشب

به روی صخره ها خون پلنگم

اگر زخمی ست جانم، زخم عشق است

که من با خواهشی در حال جنگم

پرم از پارسی، از پارسایی

تهی از رومم و خالی ز زنگم

عصایی از قلم در دست دارم

چه کاری با هیاهوی تفنگم

خرابستانی از زخم  و جنونم

 شرابستانی از شهد و شرنگم

تلاطم می کند زخم عزیزم

تبسّم می کند داغ قشنگم

دلم خون بود و خندیدم به دنیا

دلم خون بود و شبلی زد به سنگم

شبم لبریز از عطر غزل شد

نوای زلف او سر زد ز چنگم

 

 اردیبهشت ماه ۱۳۸۹
 

علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8902.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام دهم, | بازديد : 122