تبلیغات اینترنتیclose
وقت آن کس خوش که شوری ریخت در اوقات ما ( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 3 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 درد ما را تازه کن یا قاضی الحاجات ما!  

**


 وقت آن کس خوش که شوری ریخت در اوقات ما

آتشی زد بر حصیر کهنۀ طاعات ما

عیسی یی از عرش آمد  سمت دلتنگان خاک

موسی یی از طور آمد جانب میقات ما

با دلم از حضرت دهلی به نیشابور شد

با  فریدالدین حکایت کرد از حالات ما

یاد آن صبحی که تیغ مرتضی در رقص بود

نغمۀ توحید برمی خاست از رایات ما

گرچه بودی مهر و علم و حلم، قوت عاشقان

گرچه بودی عشق و درد و سوز، سور و سات ما،

فصل هی هی ها و هاهاها و هوهوها رسید

فصل غفلت ها و هی ها گفتن و هیهات ما

"شکر نعمت های تو چندان که نعمت های تو

عذر تقصیرات ما چندان که تقصیرات ما"

شطحی از عشق الیقین در قالب جانم بریز

نیست نوری از یقین در صورت آیات ما

عطر حوّل حالنایی نو به دل هامان ببار!

درد  ما را تازه کن یا قاضی الحاجات ما!

 

 

   فروردین ماه 1389

علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8901.aspx

 

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام نهم, | بازديد : 119