تبلیغات اینترنتیclose
پریشانان پری را می پرستند( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 3 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


 خبر از دین مداحان ندارم  

**
  

پریشانان  پری را می پرستند

گدایان گوهری را می پرستند

بت بوداییان از جنس رقص است

اگر نیلوفری را می پرستند

دل ساقی هزاران دور خون شد

که مستان ساغری را می پرستند

اگر جمع پرستوها گسسته ست

بهار پرپری را می پرستند

قیامت را نمی بینند آنان

که صور محشری را می پرستند

خبر از دین مداحان ندارم

خطیبان منبری را می پرستند

سواران پرچمی را می ستایند

دلیران سنگری را می پرستند

چه می دانند اینان از شهیدان

که خون و خنجری را می پرستند

خدا را عالمان و مفتیان هم

کتاب و دفتری را می پرستند

به بیت الله رفتم دیدم این قوم

به جای او دری را می پرستند

گناه از چشم و گوش بسته ماست

که این کوران کری را می پرستند

صدای اعتراضی نیست اینجا

ابوذرها زری را می پرستند

خوشا آنان که دور از این جماعت

خدای دیگری را می پرستند

 

   اسفند ۱۳۸۸


علیرضا قزوه 

 http://ghazveh.blogfa.com/8812.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام نهم, | بازديد : 200