تبلیغات اینترنتیclose
پرهیز کن ز دانش و فکر قباله باش( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 3 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


 طنز استحاله  
  

این شعر هیچ گونه مخاطب خاص و عامی

  ندارد و همین دیشب در عالم مکاشفات در

 معبد دلفی (البته بلانسبت سقراط) به

 اینجانب الهام شد! لازم به تذکّر است که

 الهام به معنی نفی قریحه و نبوغ ذاتی

 جناب ما ( به قول شاه عباس کبیر) نمی باشد!

 ضمنا همین الان کاشف به عمل آمد که

مخاطب اصلی این شعرها هم جز جناب

 ما احدی از جن و انس نمی تواند باشد.

** 

 طنز استحاله   


**  

پرهیز کن ز دانش و فکر قباله باش

بی اجتهاد، صاحب چندین رساله باش

وقتی شتر به وزن نگنجد درون شعر

در فتنه ها چو اُشترکان دو ساله باش

وقتی که اقتصاد خراب است لاجرم

خود را بزن به حیرت و در فکر هاله باش

در چشم خلق، نقد شراب و پیاله کن

در خلوتت مرید و مراد پیاله باش

فحش آنچه هست منتقدان را حواله کن

نقدی اگر نماند به فکر حواله باش

ترمز بریده ، دنده عقب می روی، مرو

رحمی به حال خلق کن و فکر چاله باش

خواهی که چار سال تو بی نقد بگذرد

خود را غریب خلق کن و غرق ناله باش

غرب از زباله برق گرفته ست و گاز و نفت

در فکر اخذ شعر و غزل از زباله باش

لائیک باش و شرقی و مشائی و مدرن

هر صبح و ظهر و شام پی استحاله باش

از شاعری نمی رسی ای دل به هیچ چیز

سبزی فروش گوشۀ میدان ژاله باش

 
 

علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8810.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام هشتم, | بازديد : 117