تبلیغات اینترنتیclose
تن شستگان زخم! مرهم ها همین جاست( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 3 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

تن شستگان زخم! مرهم ها همین جاست

ای بی همان دریای با هم ها  همین جاست

آن جا که می گریند شب بوها دل ما

جایی که دلتنگ اند مریم ها همین جاست

آیینه ها ! در محفل گل ها برقصید

خورشیدیان! معراج شبنم ها همین جاست

دلتنگی یکریز حوّاها غریب است

تنهایی ناگاه آدم ها همین جاست

طوفانی از غم می وزد همپای شادی

باران شادی می چکد غم ها همین جاست

کاری کن ابراهیم ! این مردم غریب اند

لب ترکن اسماعیل!  زمزم ها همین جاست

شعبان به شعبان شادمانی ها گذشتند

داغ محّرم تا محّرم ها همین جاست

 

    شهریور 1386

  علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8809.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام هشتم, | بازديد : 108