تبلیغات اینترنتیclose
بعد تو چندین قیامت دیر شد، ما را ببخش ( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 2 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


 اندکی گر مثنوی تأخیر شد ما را ببخش   
  

**

بعد تو چندین قیامت دیر شد، ما را ببخش

مِهر مُرد و ماه  در زنجیر شد، ما را ببخش

 
راوی این قصّه از یعقوب یادی هم نکرد

یوسف این قصّه دیگر پیر شد ما را ببخش
 

نازنینا عدل ما را کشت، تو دیگر مکش 

 مهربانا ظلم عالمگیر شد، ما را ببخش

 
از حدیث قدسی چشمت کسی شرحی نخواند

مصحف زلف تو بد تفسیر شد، ما را ببخش
 

ما ندانستیم رازعقل و سرّعشق چیست

عقل مُرد و عاشقی تحقیر شد، ما را ببخش

 
تیرمان بر سنگ خورد و خون مان بر خاک ریخت

سهم مان دنیای پر نخجیر شد، ما را ببخش

 
مدّتی گر عاشقی از یاد رفت از ما مرنج

اندکی گر مثنوی تأخیر شد ما را ببخش

 

    ۱۴ آبان ماه ۱۳۸۸
  علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8808.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام هشتم, | بازديد : 187