تبلیغات اینترنتیclose
"رفیق جان منا" دوره ی رفاقت نیست( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 2 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


 "کجا روم چه کنم چاره از کجا یابم"  

  **

"رفیق جان منا" دوره ی رفاقت نیست

سر گلایه ندارم که جای صحبت نیست

یکی به مفتی شهر از زبان ما گوید

اطاعتی که تو را می کنند طاعت نیست

چگونه نقشه ی آسایش جهان بکشیم

به خانه ای که در آن جای استراحت نیست

همه به سایه ی هم تیر می زنند اینجا

میان سایه و دیوار هیچ الفت نیست

چقدر بی تو در این شام ها دلم خون شد

چقدر بی تو در این روزها صداقت نیست

مجو عدالت از این تاجران بازاری

که در ترازویشان نیم جو مروّت نیست

حرامیان همه دولت شدند و دولتمند

گناه دولتیان و گناه دولت نیست

دل شهید به ابریشم هوس دادید

به چشم مخمل تان هیچ خواب راحت نیست

به دام زلزله افتاده اید در شب مرگ

نماز خواندن تان جز نماز وحشت نیست

میان این همه  شب تاب واین همه بی تاب

یکی ز جمع کریمان با کرامت نیست

 به جز سکوت و تبسم چه می توانم گفت

به واعظی  که گمان می کند قیامت نیست

هوای کعبه به سر دارد و دلش گرم است

که در طریق هوی سختی و جراحت نیست

"کجا روم چه کنم چاره از کجا یابم"

هزار سینه سخن مانده است و رخصت نیست

طربقت تو همین شاعری ست شعر بگو

که شرع بی غزل و شعر بی شریعت نیست

به قدر خنده و اشکی غزل بخوان با من

به قدر خواندن شعری همیشه فرصت نیست

 

 

          اول مهر 1388- دهلی نو

 علیرضا قزوه

( بهار جان منا...) از ابوعبدالله محمد ابن عبدالله جنیدی شاعر قرن چهارم

(کجا روم چه کنم....) از حافظ است.
 

http://ghazveh.blogfa.com/8807.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام هفتم, | بازديد : 67