تبلیغات اینترنتیclose
از ایستگاه خاطره ات می رود ( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 2 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

قطاری هر شب

**

 

از ایستگاه خاطره ات می رود به اندیمشک

قطاری هر شب

از ایستگاه جمجه ات

تا آتش چاه های نفت

قطارهای یک طرفه

 با پرده های چفیه و باران

دریچه های قلبت که بسته می شود

قطار به تونل رسیده است

نفسی که تنگ شود،

چفیه را با اشک خیس کن

شیمیایی است!

دلت که می گیرد فوری بخواب

خمپاره است!

و پیش از آن که ماسک خود را به ماه تعارف کنی

نخل و ستاره را به عقب بفرست!

قطار سوت می زند

و جوانی ات برایش دست تکان می دهد

قطار خالی است

ماه لکوموتیو را می راند

و فرشته ها

تو را و قطار اندیمشک را

به آسمان می برند!

 

2

حالا قطاري از سلام

در زير خاك

و مي رسد چه زود

به كربلا

به وادي السلام نجف

اين قطار را

نه سازمان ملل مي بيند

نه ماهواره ها

فقط او مي بيند

و شاعران!

 

علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8807.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام هفتم, | بازديد : 114