تبلیغات اینترنتیclose
دست مرا گرفت که باری چه چیده ای( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 2 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


 دیدار  
 

 

دست مرا گرفت که باری چه چیده ای

گفتم دلی به رنگ غزل یا قصیده ای

گفت آنچه دیده ای همه عکس خیال توست

رنگی به غیر خویش در آیینه دیده ای؟

با خنده گفت اشک کدامین شبانگهی

با گریه گفتم آه کدامین سپیده ای

در من نشست نعره شیر شکسته ای

در من دوید آهوی از  خود رمیده ای

می رفتم از غلاف غم خود رها شوم

فریاد زد که خنجر دلتنگ دیده ای؟

هفتاد باغ در پی بویش غزل شدم

تا دست من رسید به سیب رسیده ای

هر صبح و شام  یکسره خون گریه می کند

درشیشه دلم پری سربریده ای

 

 شهریور ماه ۱۳۸۸ - دهلی نو
 

علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8806.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام هفتم, | بازديد : 110