تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( علیرضا قزوه )
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 31 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

غزلی  تقدیم می کنم با حال و هوای

شیمیایی های جنگ تحمیلی و خانواده صبورشان.

**

 ليلايي

 **

  

امشب ليلاي من كو؟ امشب بي عقل و هوشم

ليلا! ليلا! كجايي؟ مجنون! مجنون ! به گوشم!


 ليلا يادت مي آيد يك شب پرسيدي از من

از درد از زخم از اشكم ، گفتم نمي فروشم !


 ليلا جسمم شكسته ست با خود اما كشاندم

البرزي را به دستم ، الوندي را به دوشم


 ليلا ليلا كجايي ؟امشب در من چه غوغاست

طوفان طوفان هياهو ، دريا دريا خروشم


 ليلا ليلا كجايي ؟ تا دستم را بگيري

چون كوهي آتش افشان ، داغم اما خموشم


ليلا ليلا كجايي؟ مجنون بر خاک افتاد!

مجنون مجنون كجايي ؟ ليلا ليلا به گوشم !

 

 علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8505.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام اول, | بازديد : 182

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 31 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

معجزه ميلاد

 

از عرش مي زنند صلا ، زهرا(س) !

نام شكوهمند تو را ، زهرا !

 
تنها نه در مدينه و در مكه

نامت شكفته در دل ما ، زهرا!
 

تسبيح تو دواي دو عالم درد

اي ذكر تو شميم شفا ، زهرا !
 

هر پنج حرف فاطمه پنهان است

در پنج حرف آل عبا ، زهرا!
 

تقدير ريزه خوار نگاه توست

تغيير مي دهي به قضا ، زهرا!
 

اي مادر محمد ( ص ) و ابراهيم ( ع )

اي همسر ولي خدا ، زهرا!

 
نام تو بود معجزه ، ورنه هيچ

موسي نمي گرفت عصا ، زهرا!

 
عيسي اگر به مرده نفس مي داد

در سينه داشت مهر تو را ، زهرا!

 
حتي اگر رسول خدا باشد

بي تو نمي رسد به خدا ، زهرا!
 

پشت علي شكست ز داغ تو

درد علي شكست تو را ، زهرا!

 
ديوار و در به ناله در آمد ، آه

در حيرتم ، چگونه ؟ چرا؟ زهرا!

 
ميلاد تو ولادت لبخند است

اما دلم گرفته عزا زهرا!

 
از قدس ضجه مي شنوم ،از قدس

از قدس تا به كرببلا ، زهرا!

 
اي دستگير اين همه تنهايي

اي دستگير دست دعا ، زهرا!

 
از روضه قصيده گذشتم باز

اينك طنين طبل خدا ، زهرا!

 
اينك شب ولادت روح الله (رة )

اينك شكوه شادي ما ، زهرا!
 

چرخيده با تمام زمين ، هستي

در ما سماع كرده سما ، زهرا!

 
با ما به رقص آمده مهر و ماه

سرمست با ترنم يا زهرا!

 
هر چند هست در دل ما ، اما

آخر كجاست قبر شما ، زهرا!

 

 

1385

علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8504.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام اول, | بازديد : 154

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 31 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

سر مخفي لولاك

 

** 

بهار سفره ي سبزي ست از سيادت تو

شب تولد هستي ست يا ولادت تو ؟

 
تو سر مخفي لولاكي و جهان گم بود

اگر نبود گل افشاني ولادت تو

 
شهود ، شمه اي از ربناي شعله ورت

حضور ، گوشه اي از خلوت عبادت تو
 

تو نور نور علي نوري اي تمامت نور

كدام ذره ندارد سر ارادت تو
 

به پاس رويت رويت ركوع كرده هلال

و يا شكسته قدش در شب شهادت تو؟

 
پناهگريه ي  تنهايي علي ( ع ) بودي

قسم به خطبه ي مولايي رشادت تو
 

پر از جمال و جلال جمادي و رجبم

شب ولادت مولاست يا ولادت تو ؟!

 

     1385

علیرضا قزوه

 http://ghazveh.blogfa.com/8504.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام اول, | بازديد : 191

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 31 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

لوطي محله ي دل

**


تويي كه دم از قيامت مي زني
اگه مردي قيد دنيا رو بزن

اسم مصطفاي چمران كه مي آد
زنگ زورخونه ي مولا رو بزن

*
وقتي اسمتو مي آرم به زبون
عطر خنده ت مي پيچه تو باغ گل

مرشدا به احترامت پا مي شن
رخصت از چشات مي گيره داش آكل

*
زورخونه يك قتلگاهه ، قتلگاه
كي ميگه ميدون زوره زورخونه ؟

آقا مرشد! واسم از علي بخون !
وقتي نيستي سوت و كوره زورخونه

*
لوطي محله ي دلا تويي
اسم ديگت پورياي ولي يه

پهلوون اونه كه توي معركه
كشته مرده ي مرام علي يه

*
سه طلاقه كرده دنيا رو دلت
پر دردي ، پر درد طلبي

دست عقلو دادي تو دستاي عشق
شير روزي تو و زاهد شبي

*
كوچه هاي صور و صيدا تا هنوز
چش به راهن شبي از راه برسي

كوچه هاي بيقرار و آشنا
بچه هاي غربت و دلواپسي

 *

اسم چمران كه مي آد پهلوونا
ميشكنن ، نفساشونو خاك مي كنن

زير لب مي گن به روحش صلوات
خال رو بازوشونو پاك مي كنن

 *

تويي كه دم از قيامت مي زني
اگه مردي قيد دنيا رو بزن

اسم مصطفاي چمران كه مي آد
زنگ زورخونه ي مولا رو بزن

 

علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8503.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام اول, | بازديد : 186

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 31 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

مقرب درگاه

** 

 

لبريز كرده آينه را آه زلف تو

حيف است در محاق شود ماه زلف تو

 
شب با هلال ماه صفر هم‎سفر شدم

با زائران كعبه به همراه زلف تو
 

هر ره كه مي‎رويم به زلف تو مي‎رسد

در امتداد سير الي الله زلف تو
 

اي زلف تو مقرب درگاه ذوالجلال

كي مي‎شوم مقرب درگاه زلف تو؟

 
از مسجدالحرام به ميخانه مي‎روم

در حلقه‎ي جماعت گمراه زلف تو

 

 

علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/8503.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام اول, | بازديد : 213

صفحه قبل 1 ... 11 12 13 14 صفحه بعد