تبلیغات اینترنتیclose
شعر قزوه ، سلام چهاردهم
پیچک ( علیرضا قزوه )
شعر و ادب پارسی

علیرضا قزوه

        دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم        

                                 به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 شبانی  


 

دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم

به دریا می زدم در باد و آتش خانه  می کردم
 

چه می شد آه ای موسای من، من هم شبان بودم

تمام روز و شب زلف خدا را شانه می کردم
 

نه از ترس خدا، از ترس این مردم به محرابم

اگر می شد همه محراب را میخانه می کردم
 

اگر می شد به افسانه شبی رنگ حقیقت زد

حقیقت را اگر می شد شبی افسانه می کردم

 
چه مستی ها که هر شب در سر شوریده می افتاد

چه بازی ها که هر شب با دل دیوانه می کردم
 

یقین دارم سرانجام من از این خوبتر می شد

اگر از مرگ هم چون زندگی پروا نمی کردم
 

سرم را مثل سیبی سرخ صبحی چیده بودم کاش

دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم

                  

 

 علیرضا قزوه 

دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام چهاردهم, | بازديد : 217

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 بهاریه  
 

 

گل آمده با سبزه به همراهی نوروز

دل پر شده از عطر هواللهی نوروز


گر منتقم خون بهارید بیایید

گل جامه دریده ست به خونخواهی نوروز


همراه تو هر روز به نوروز رسیدم

هم راهی امروزم و هم راهی نوروز


مشق شب من نیست مگر سبز شدن ها

گل می  کنم از درس سحرگاهی نوروز


فرصت بشمار این دو نفس تازه شدن را

پیراهن عمر است به کوتاهی نوروز


سبز است دلم سبزتر از سبزه ی این عید

سرخ است دلم سرخ تر از ماهی نوروز

 

 

فروردین 1392

 علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/9201.aspx
 

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام چهاردهم, | بازديد : 219

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


 یا حسین ابن علی عشق دعای عرفه ست...

 

**
  
 کیست تا کشتی جان را ببرد سوی نجات
دست ما را برساند به دعای عرفات

موسی من تو به دنبال کدامین خضری؟
گوشه ی چشم تو ابری ست پر از آب حیات

خوش به حال شهدایی که نمردند هنوز
که دلی دارند بشکسته تر از پیرهرات

دردشان دردی ست از درد ابوالفضل علی
تشنه لب با تن پر زخم لب شط فرات

نیست جز از جگر خونی شان این همه گل
نیست جز از نفس زخمی شان این برکات

یا حسین ابن علی عشق، دعای عرفه ست
عشق آن عشق که بیرون بردم ازظلمات

پشت بر کعبه نکردی که چنان ابراهیم
به منا با سر رفتی پی رمی جمرات

به منا رفتی و قنداقه ی توحید به دست
تا بری باشی از ملعبه ی لات و منات

تو همه اصل و اصولی تو همه فرع و فروع
تو همه حج و جهادی تو همه صوم وصلات

ظاهر و باطن تو نیست بجز جلوه حق
که هم آیین صفاتی و هم آیینه ی ذات
 
مرحبا آجرک الله بزرگا مردا
نیست در دست تو جز نسخه ی حاجات و برات
 
شعر ناقابل من چیست که نذر تو شود
جان ناقابل من چیست که گویم به فدات

تو کدامین غزلی عطر کدامین ازلی؟
از تو گفتن نتوانند چرا این کلمات؟

جبل الرحمه همین جاست همین جا که تویی
پای این سفره که نور است و سلام و صلوات

 

    روز عرفه سال 1390
 ( علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/9108.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام چهاردهم, | بازديد : 204

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


 شهید ظهر تشهّد   


  
 كجاست كعبه اگر مسجد الحرام تويي تو

قسم به كرببلا حج من تمام تويى تو

همه نمازى و نيت ، قيام توست قيامت

شهيد ظهر تشهّد تويى ، سلام تويى تو

سر بريده و آيات بينات ؟ چه حالى !

يقين كه ركن يماني تويى ، مقام تويى تو

به سعى سجده به گودال قتلگاه تو رفتم

نه سر برآورم از سجده تا امام تويى تو

تو بيت اوّلى و كربلاست اوّل بيتم

تو بيت آخرى و آخر كلام تويى تو  

 

 

 علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/9108.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام چهاردهم, | بازديد : 219

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


 بچه های دسته ی رییس علی... 
 
به رییس علی دلواری قهرمان مبارزه با

 استعمارگران در جنوب و به مدافعان خلیج فارس

 

 **

طاقت آوردی خلیج فارس من

این همه سالها تو گرمای جنوب

سفره ی آبی و سبز آسمون

سفره ی مردم تنهای جنوب

**

دشمن از ما چی می خواد؟ خلیج فارس

صدای موجاش گریه هامونه

مرواریداش کابین همسرامون

صدفاش قلک بچه هامونه

**

اون روزا امامقلی خان تو جنوب

پشت پرتغالیا رو خوب شکست

قصه ی دلیری رییس علی

 یاد انگلیسیا همیشه هست

**

بچه های دسته ی رییس علی

یه بار دیگه به میدون می زنن

شب مث ماهی می رن تو دریاها

صبحا مثل موج بیرون می زنن

 **

پشت این تنگه رو محکم بگیرین

نذارین دشمنامون پا بگیرن

به امام حسین قسم، یزیدیا

اومدن دریا رو از ما بگیرن

 

   مردادماه 1391

 


 علیرضا قزوه

http://ghazveh.blogfa.com/9106.aspx

 

برچسب ها : ,

موضوع : شعر قزوه ، سلام چهاردهم, | بازديد : 228

نوشته شده در تاريخ شنبه 2 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


 شبانی  


 

دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم

به دریا می زدم در باد و آتش خانه  می کردم
 

چه می شد آه ای موسای من، من هم شبان بودم

تمام روز و شب زلف خدا را شانه می کردم
 

نه از ترس خدا، از ترس این مردم به محرابم

اگر می شد همه محراب را میخانه می کردم
 

اگر می شد به افسانه شبی رنگ حقیقت زد

حقیقت را اگر می شد شبی افسانه می کردم

 
چه مستی ها که هر شب در سر شوریده می افتاد

چه بازی ها که هر شب با دل دیوانه می کردم
 

یقین دارم سرانجام من از این خوبتر می شد

اگر از مرگ هم چون زندگی پروا نمی کردم
 

سرم را مثل سیبی سرخ صبحی چیده بودم کاش

دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم

                  

 فروردین 1388

 علیرضا قزوه 

http://ghazveh.blogfa.com/8801.aspx
 

دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم

برچسب ها : ,


صفحه قبل 1 صفحه بعد